امروز

سه شنبه, ۲۵ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۸:۳۰ قبل از ظهر

سایز متن   /

گیل نامه / در کلاس های سخنوری ، همیشه سعی کرده ام تا به هنرجویان ابتدا “فن سکوت”یاد دهم و بعد”فن بیان”.

به طرز عجیبی معتقدم ؛ اکثر انسان ها هرچه کمتر حرف بزندد به خود و دیگران کمتر ضرر میرسانند.
🔅چند روز پیش آخرین جلسه کارگاهی ام حدود ساعت ۹ شب تمام شد و همه هنرجویان رفتند. در حال جمع کردن لب تاپ و وسایلم بودم که مردی میان اندام با چهره ای آفتاب سوخته وارد شد… بی هیچ سلام و احوالپرسی درحالی که دست ها را جلوی سینه گره کرده بود پرسید؛ اینجا چه کلاسی است؟ گفتم ؛ فن بیان… بعدپرسید شما استاد کلاس هستید؟ گفتم ؛ بله معلم این دوره من هستم؟ گفت ؛ آن کتابی که پوسترش را بیرون زده اند از شماست ؟ من همانطور که در حال بستن کیفم بودم گفتم ؛ بله اما چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟

گفت ؛ به نظر شما امام علی(ع) و هیتلر کدامیک بلاغت بیشتری داشتند؟!!!
🔅باتعجب به او نگاه کردم؟سوال عجیبی بود …. گفتم بلاغت ، پارچه نیست که متر کنیم و بگوییم هرکدام چقدرداشتند؟ این چه سوالی است؟ گفت ؛ خواستم از علم شما مطلع شوم؟ گفتم ؛ علم زیادی ندارم ولی اگر شما چنین قصدی دارید راه طبیعی اش آن است که در ساعت مقرر به کلاس تشریف بیاورید. ایشان پوزخندی زد و گفت ؛ خب پس نمیتوانید جواب بدهید…. میخواستم همین را بدانم …من به کلاس نیازی ندارم و بعد خواست که برود …

🔅گفتم بایست … اتفاقا شما بیش از دیگران به اینگونه کلاس ها نیاز دارید… کلاس ما مربوط به “مهارت ارتباط” است… چیزی که شما بسیار به آن نیازدارید، چون حتی در شروع صحبتتان یک سلام هم نکردید . مهمتر از همه اینکه شما هنوز با دست های گره کرده روبرویم ایستاده اید و این مخالف آداب اجتماعی است و دیگر اینکه تابحال چهارسوال از من پرسیده اید بدون اینکه حتی خودرامعرفی کنید… او برای یکی دوثانیه دستهایش را پایین انداخت و بعد گفت؛ این چیزها که شما میگویید غربی است.!!! پشت در کلاس شما بودم که دیدم سخنرانی هیتلر را پخش میکنید و از زبان بدن او حرف میزنید… چرا از امام علی(ع) حرف نمیزنید؟!!.این آموزش ها با فرهنگ اسلامی ما منافات دارد…!!!

🔅حالا تازه فهمیده بودم چه میگوید… مغزم درد گرفت… پس از لحظه ای که به خودم آمدم به او گفتم ؛ دو سوال از تو میپرسم و یک جمله ، و بعد اگر خواستی برو…
_ سوال اول اینکه من در کتاب خودم “چگونه خوب صحبت کنیم؟” هدفم را از بیان این مطالب با آیه ای از قرآن تشریح کردم. آیا آن راخوانده ای؟ گفت ؛ نه من کتاب شمارانخوانده ام…. گفتم پس سوال دوم راهم پاسخ بده…
_ سوال دوم اینکه آیا میتوانی جمله یا سخنی از امام علی(ع) که به تایید نهج البلاغه، یکی از بلیغ ترین انسان های عصر خود بود ، درباب مهارت های سخن گفتن برایم بگویی یا بخوانی؟ گفت؛ حضور ذهن ندارم… شما استاد هستی!!

🔅خستگی آن روز برتنم سنگینی میکرد . نفسی عمیق کشیدم و گفتم : توبی آنکه مشاهده کنی پرسش کردی… بی آنکه بپرسند سخن گفتی… و بی آنکه بدانی قضاوت کردی ….اما بدان که من هر روز درسم را با یک بیان بلیغ از امام علی(ع)آغاز میکنم…. اکنون جمله ای به تو میگویم و امیدوارم پایانی خوش برای گفتگوی من و تو باشد…. .
🔅امام علی(ع) میفرمایند: “برخاموشیت بیافزای تا اندیشه ات فزونی یابد، دلت روشنی گیرد و مردم از دست تو به سلامت مانند”…

آن مرد رفت و من تا امروز به این می اندیشم که” چرا ما این شدیم”؟!!!

#گیل نامه

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی