سایز متن   /

۲۰۱۸۰۸۳۰_۱۹۰۸۳۹-۳۰۰x290_Copy1

گیلنامه:در اروپا پس از جنگ جهانى دوم فضایى از ناامیدى و یاس بر انسان اروپایى حاکم شد. انسان هایى که تا پیش از شروع جنگ جهانى اول و دوم فکر میکردند با تسلطى که بشر بر علوم دقیقه پیدا کرده و بر زمین و آسمان مسلط شده ، دیگر رنج هاى بشرى تمام شده و دانش در اختیار بشر او را در آستانه ورود به بهشتى ساخته شده در زمین قرار داده است ، اما وقتى جنگ جهانى اول و دوم در گرفت، گویى همه آمال و آرزوى هاى بشرى در حال دود شدن و به هوا رفتن بودند .

همین دانش و علومى که قرار بود دستان بشر را گرفته و شتابان و خرامان به بهشت ببرد نه تنها درهاى بهشت باز نشد که جنگ افزارهاى برآمده از این علوم ، جهنمى دردناک براى انسان ساختند! پس از جنگ این ناامیدى و یاس موجد شکل گیرى نحله فکرى و ادبى و هنرى شد که مبتى بر این نهلیسم بودند امروزه محصولات و آورده هاى آن دوره ناامیدى و یاس و نهلیسم خود گنجینه هاى ارزشمند هنرى و ادبى و فکرى هستند .

جامعه ایرانى به نوعى و با یک بستر ذهنى و روانى خاص خود در همان شرایط جامعه اروپایى پس از جنگ قرار دارد. از یک سو در تنگناى معیشت و گذران روزمرگى زندگى و از سوى دیگر فضاى سهم ناک و خوف انگیز ” بى افقى”!
سوال این است : چگونه باید زیست در این ” امروز” ؟

واقعیت این است هر آنچه امر کلى بوده مانند اقتصاد ، سیاست ، اخلاق و … یا فروپاشیده است یا فاقد اصالت شده است. وقتى جامعه در شرایطى قرار می گیرد که امر کلى فروپاشیده( مانند اقتصاد) و یا از اصالت افتاده ( مانند سیاست و اخلاق) راهى براى زیستن نمى مانند جز توسل به امر جزئى!

فرض کنید در ترافیکى سنگین در بزرگراه و جاده اى مانده اید و آنان که باید تدبیر می کردند براى آن جاده و راه و … یا فروپاشیده اند یا اصالتى ندارند و شما هم که نمى توانید ترافیک سهمگین را برطرف کنید پس دراین شرایط بهتر است در ماشین به موسیقى گوش دهید یا با کناردستى تان حرف بزنید و بگویید و بخندید تا قدرى از سهمگینى این ترافیک بکاهید!
شاید سوال شود این ارجاع به امر جزیى و غفلت از امر کلى آیا موجب بى مسئولیتى اجتماعى نخواهد شد؟

پاسخ این است: براى شدن اول باید بودنى باشد! از قضاء نابودکنندگان امر کلى شرایط زیستن را به تنگنا میبرند تا بر ویرانه هاى آن امر کلى( اقتصاد و سیاست و اخلاق و…) بقاء خود را تضمین کنند ! بنابر این امر جزئى را نجات دهید تا مسئولیت اجتماعى امکان نفس کشیدن داشته باشد.

کتاب خواندن ، فیلم دیدن ، موسیقى گوش کردن ، خندیدن، عاشقى کردن، به آدم ها نگاه کردن به دردهاى شان گوش دادن و مرحمى بر زخم هاى شان گذاشتن و … همه و همه همان امر جزئى هستند که ما را از این پرتگاه فروپاشى امر کلى و بى اصالت شدن آن نجات خواهد داد!

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی