امروز

چهارشنبه, ۲۷ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۲ بعد از ظهر

سایز متن   /

سرویس فرهنگی :

یادداشت اختصاصی _ گیل نامه / به سرزمینم می نگرم ، پاره تنم ، زادبومم ، زادگاهم ، میراث ماندگارم ، موطنم ، آن سوی افکارم ، دوردست ها ، در لابه لای خس و خاشاک ، تکه پیراهن های مندرسِ پینه بسته ی سیم خاردارها …

دورتر می شوم ، گوئی راه را گم کرده ام ، نزدیکم

حسی مبهم ، حسی غم آلود ، حسی غریبانه ، از چه بگویم ؟ زبان قاصر است …

آسمان غران بر فراز مردمانم ، سخت می غرد ، فرو میریزد

اشک آسمان درآمده است ، گوئی آسمان سوگوار لاله هاست

مرزها کجاست ؟ آدمیان گم گشته اند ، دلگیرم ، بی تاب ازاین همه نا امنی ، ناآرامی ، دلشوره ، تشویش ، تکه های تنم را به اسارت برده اند . تازیانه بر آنها نواختند ، سرها از تن جداکردند ، فرزندان وطنم را ربودند…

آنان که برای پاسداشت و حفاظت از شرافت و ناموس وطنشان از خود عبور کردند .

چه غریبانه رفتند ،

چه بی رحم ! …

زمان مجالم را برید . در حسرت خنده هایشان . سیه گونی به سپیدی گرائید ،

مرزها فریاد می کشند ، مرزها گواهانند ، شاهدان بی بدیل اند  . مرزها آخرین دیدارکنندگانند . آری مدافعان رفتند ، « از مرزها گذشتند اما از مرزها نگذشتند »

آنان رفتند تا ناآرامیها را به آرامی و تشویش را به آسایشمان بدهند . چه معصومانه رفتند ،

چه بی رحم ! …

ناعادلانه است ، در خواب غوطه وریم ، در خوشی هامان مستاصل ، « العدو فی کمین و نحن نائمون ، المدافعین فی التعب »

چه دلیرانه رفتند انسان های بزرگ عجب مناعت طبعی دارند ، چه گمنام و بی ریا ، بی غل و غش ، تهی از نفاق ، عاری از انتظار پاداش ، مرزها فریاد می زنند ، مواخذه ام می کنند .

 در جهل خویش معلق ، مهلتی از معبود ، زهی افسوس …

کاش زمان ایستا بود . زمان خاطرات را ثبت و با بی رحمی از آن عبور میکند ، از آنان که رفتند نیز عبور میکند ، آنان که کمربند جهاد بر کمر بستند ، رخت عافیت بر تن افکندند ، برادریشان را به آدمیان اثبات و رشادت هایشان درتاریخ ثبت شد ، از آنان نیز عبور میکند .

زمان چه بی رحمانه عبور میکند !

جان ها پر پر در راه دفاع از میهن  ، در مقابل هر گونه کفر و عناد ، ریشه  متجاوزان را از بن افکندند .

چه آزاد مرداند ، چه جوانمرد ، چه با مروت اند ، دست حسین چه زیبا بر سرشان می نوازد …

عطر لاله به مشام می رشد ،

 سرزمینم لاله ی پرپر شده است ،

 بوی بهارخون می آید ،

 بهاری آغشته با نام حسین ،

طلوعی از انعکاس مهدی ،

هویتی با عصاره انقلاب ،

دلم هوائی شده است ، کاش چهارفصلم اینگونه بهار بود

راهی تا حرم نمانده …

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی