امروز

شنبه, ۴ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۰:۰۳ بعد از ظهر

سایز متن   /

گیل نامه/محمد کهنسال:آقای رییس“امید” از دسته رفته به جاری شدن “تدبیر” را به مردم بازگردانید
آقای رییس جمهور
اکنون که این نامه را خسته از فعالیت روزانه می نویسم شب سیزدهم اسفند سال یکهزار و سیصد و نود و هفت است .
روزی که گذشت مصادف بود با روز جهانی حیات وحش که شعار امسال آن “زندگی زیر آب برای مردم و سیاره” بود و همچنین مصادف بود با روز ملی آب با شعار ” آب برای همه ” که احتمالا این نام انتخاب مشترکی است از وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست “تدبیر و امید” که رهروان جدی کار تقریبا منسوخ شده انتقال آب بین حوضه ای در جهان شده اند باشد که توجیه گر تمام اشتباهات عاملان گذشته و حال ورشکستگی آب ایران باشد.
خوب که به این دو شعار اندیشیدم نکته جالبی یافتم که با شما در میان میگذارم جناب رییس .
به شعار روز جهانی حیات وحش یکبار دیگر با دقت توجه کنید : “زندگی زیر آبی برای مردم و سیاره “.
به آن ترکیب “زیر آب” توجه کنید یا به آن “واو” بین “مردم و سیاره” ، ناخودآگاه بی توجه ترین افراد به محیط زیست را به حیات زیر آب و ارتباط آن با زندگی انسانها هدایت می کند .
شک ندارم که در شعار روز ملی آب ، منظور انتخاب کننده از کلمه “همه” توجیه لزوم انتقال آب از مناطق مثلا پرآب به مناطق مثلا کم آب با همه هزینه ها و تخریبها و آلودگی ها بود اما جناب رییس از شما سوال می کنم آیا “همه” نمی تواند جانداران غیر انسان را نیز در بر گیرد ؟ علی الخصوص آنهایی که در کنار ، میان یا زیر آب زندگی می کنند ؟
اصلا اجازه دهید حال که در روز حیات وحش این چند جمله را خطاب به شما می نویسم نه خود را نمایندگی کنم و نه هیچ انسان دیگری را و نماینده سایر زیستمندان باشم . زیستمندانی که از کنشهای موجود زنده ای به نام انسان به ستوه آمده اند.
آری بگذارید از انسانها بگذریم حال که آنها هم خود و هم حرفشان فاقد ارزش است چه دانشمند و متخصص باشند چه کنشگر محیط زیست و چه شهروند عادی.
پس اجازه دهید از زبان مظلومانه حیات وحش سخن بگویم بلکه شنیده شود و کارگر افتد.
بگذارید از زبان زیستمندان دریاچه کاسپین ( خزر ) و تالابهای حوضه آبی بخش جنوبی آن از شرقی ترین آن یعنی آلماگل در گلستان تا غربی ترین آن یعنی استیل آستارا در گیلان با شما صحبت کنم .
از زبان پرندگانی چون فلامینگو و قو و حواصیل و کشیم و یلوه و کاکایی و خوتکا و … چه آنانکه خود صاحبخانه اند و چه آنها که در ماه های سرد میزبانشان هستیم و البته بیشتر بلای جانشان.
از زبان فک خزری و شنگ و گراز و تشی وشغال که هر روز عرصه را برآنها تنگ و تنگتر کرده ایم.
از زبان شوک و کپور و سبله و کولی و سوف و سس و کولمه و کفال و ماهی سفید که روز به روز فضای تخم گذاریشان را کم و کمتر کرده ایم .
از زبان عدسک و مریم آبی ، دم اسب و پونه آبی ، بارهنگ و تیرکمان آبی ، نی وهفت بند و نیلوفر آبی که از شدت بار آلی وارده مانند برخی معتادان آنها را به مرز سنکوب رسانده ایم.
و از زبان ریزترین زیست مندان فیتو پلانکتون ها و زئو پلانکتون ها .
راستی رییس آیا شما می دانید از ۵ شاخه و ۶۴ جنس فیتو پلانکتون و ۱۰ شاخه و ۵۰ جنس زئوپلانکتونی که در مطالعات نیمه دوم دهه هفتاد در تالاب انزلی شمارش و احصاء شده بود با این همه فجایعی که ما ( من و شما ) در حق تالاب کرده ایم چند شاخه و جنس هنوز باقی مانده اند ؟
آقای رییس من یک چیزهایی در زمینه مهندسی آب و هیدرولیک و سیالات و آلودگی می دانم اما نه ژنرال هستم و نه حقوق دان و مهمتر آن که در زمینه دین و سفارشی که در زمینه مهربانی با مخلوقات خداوند شده بی شک باید نزد شما سالها تلمذ کنم و بیاموزم .
حال مانده ام در دولتی که نامش تدبیر و امید است و رییس جمهورش حقوقدان است و آگاه به حقوق بین المللی و شهروندی و یک تحصیلکرده علوم دینی است و آگاه به سنگین بودن گناه آسیب به مخلوقاتی که مورد مهر و توجه خداوند هستند چگونه تا این میزان به زیستمندان بی توجهی و به بیانی دقیقتر ظلم می شود؟
آقای رییس مدت ها است به یک جمله می اندیشیدم اما به دلایلی به زبان نمی آوردم شاید به این علت که نوعی خود انتقادی در پس آن است و ما ایرانی ها و از جمله من خودخواه و انتقاد ناپذیر ، اما امروز که سد لاسک به شکلی پر ابهام مجوز گرفته ، امروز که تالاب انزلی و زیست مندان ارزشمند آن قرار است موش آزمایشگاهی و اولین پایلوت جهانی برای تست یک نانو ذره فاقد مجوز از ستادی که زیر مجموعه یکی از معاونین شما است بشود، امروز که رییس سازمان حفاظت محیط زیست طرح انتقال آب دریاچه خزر به کویر استان زادگاه شما را ممکن و دارای مجوز اعلام کرده اجازه دهید اعتراف کنم :
” آن روز که عیسی کلانتری یکی از چند وزیر متهم به ورشکست نمودن ایران در زمینه منابع آبی را به عنوان معاون محیط زیست برگزیدید باید می فهمیدیم که خبرهایی در راه است خبرهایی بسیاربسیار ناگوار”.

آقای رییس ده ها سال پیش در دورانی که شما به آن می گویید ستم شاهی متنفذین یک استان مرکزی بر خلاف منطق، صنایع فولادی را که باید قاعدتا در استانهای جنوبی و در جوار خلیج فارس ایجاد می شد به استان خود بردند و البته مردم آن استان و استان مجاور از این صنعت بهره ها بردند اما این اشتباه ، این کار غیر منطقی ، این کار ضد محیط زیستی و این کار ضد توسعه پایدار منجر به چندین انتقال آب در ده ها سال بعد از استانهای پر بارش جنوب غربی به استانهای رنگ و وارنگ کویری مرکزی شد چرا که متنفذین و از قضا اسلاف شما عموما زاده کویر بودند.
آقای رییس می دانید نتیجه آن همه سد و لوله و تونل و ایستگاه پمپاژ و خاکبازی های چند صد میلیاردی چه شد؟
خشکی انواع و اقسام تالاب و دریاچه و هامون و دشت در جنوب غربی ،
ریزگرد و خاک و غبار
بگذریم که به دروغ به ملت می گوییم همه اینها که می بینید از عراق و عربستان می آید .
حال آنکه ما خود منبع تولید ریزگرد هستیم به لطف مسئولین ….( پر کردن جای خالی با شما ) .
آقای رییس، انتقال آب خزر برای کسی که یک بار حتی برای یک خانه پمپ طراحی کرده باشد آنقدر خنده دار و نمک زدایی آب آن برای یک متخصص تصفیه چنان دهشتناک است که بعید می دانم بتوانید و بگذاریم آن را اجرا کنید اما اگر روزی اجرایی شود می دانید ده ها سال بعد چه اتفاقی می افتد ؟
ژن های خوب و آقازادگانی که جایگزین شما و معاونین و وزرا و سایر قوا می شوند با کمال ……( پر کردن جای خالی با شما ) در خصوص آسیبهایی که به خزر و گیلان و مازندران و گلستان و حتی سمنان و در بیانی دقیق تر به ایران رسانیده اید خواهند گفت عامل این اتفاقات روسیه و ترکمنستان و آذربایجان و قزاقستان هستند به همین راحتی .
آقای رییس کاش نام دولت تان را تدبیر و امید نگذاشته بودید . باور کنید یا نه ، بپذیرید یا خیر آقای کلانتری و عملکردش در صدور مجوز برای طرح های ضد توسعه پایدار بهترین گواه بر زیر سوال بودن نام دولت شما است .
آقای رییس کنشگران محیط زیستی یکی از پر رنگ ترین نقش ها را در ستادهای شما در سال ۹۶ داشتند امروز اما به اقدام و انتخاب خود با دیده تردید می نگرند چرا که اگر معاون شما با همین فرمان براند شک نکنید دولت شما ضد محیط زیستی ترین دولت تاریخ پس و پیش از انقلاب خواهد شد .
آقای رییس تا دیر نشده با عزل معاون تان “امید” از دسته رفته به جاری شدن “تدبیر” را ( حداقل در بخش محیط زیست ) به مردم بازگردانید .
و آخرین کلام:
فاصله یه حرف سادست بین دیدن و شنیدن
بگو صرفه با کدومه شنیدن یا نشیدن ؟
ما می خواستیم از درختا کاغذ و قلم بسازیم
بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم
آینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم
رو درخت با نوک خنجر زنده باد درخت نوشتیم
زنگ خوش صدای تفریح واسمون زنگ خطر شد
همه ی چوبای جنگل ، دسته ی تیغ تبر شد
فاصله یه حرف سادست بین دیدن و شنیدن
بگو صرفه با کدومه شنیدن یا نشیدن ؟
اگه حرفمو شنیدی جنگلُ نده به پاییز
کاری کن درخت جاده ، تن نده به خنجر تیز
با جوونه ها یکی شو ، قد بکش نگو که سخته
جنگل تازه به پا کن ، هر یه آدم یه درخته
فاصله یه حرف سادست بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن؟

محمد کهنسال
دانش آموخته مهندسی مکانیک از پلی تکنیک

گیل نامه /  انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

#گیل نامه

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی